به دنبال چاپ مقاله‌ای مطول و موهن در فصلنامه تاریخ معاصر ایران بر علیه استاد دکتر ح. م. صدیق واکنشهای مختلفی از سوی قلم به دستان آذربایجان به چشم آمد و مقالات گوناگونی در طی این یک هفته نگاشته شد. مقاله‌ی نشر شده در تاریخ معاصر - که نام مستعار یک شخص گمنام را یدک میکشد- روی تمامی هتاکان و فحاشان به استاد را سفید کرد. جوابیه‌ی زیر توسط آقای الله وردی بصیرت به اینجانب ارسال شد که در زیر می‌خوانید:

استاد دکتر ح. م. صدیق در یک خانواده‌ی روحانی به دنیا آمده‌اند. ایشان نبیره‌ی روحانی مبارز صدر مشروطیت در محله‌ی سرخاب تبریز مرحوم آقا میرعلی سرخابی صاحب کتاب «ربیع الشریعه» هستند.[1] خود ایشان در شعری می‌گویند:

تبریزلی‌یم، داماریمدا تبریز آخیر قان یئرینه.

عئینالی دان جدّیم آق میرعلی دیر

او، داغلاردان دوروب گلمیش باخیر منه.

قیزیل سولار محلّینده یورد سالمیشدیر،

اوردا مسجید قاییرمیشدیر.

اؤزون هر بیر گئریچیدن آییرمیشدیر.

 

من، تورونو او سیّدین

اؤزومو تبریز بیلمیشم.

دونیانین هر بیر یئرینده،

اؤزومدن کیمسه‌نی اصلا

هئچ یوخاری گؤرمه‌میشم،

بونا «‌‌مباهات»‌ دئمیشم.[2]

 

در طول نیم قرن تدریس، تعلیم، تحقیق و پژوهش و نویسندگی و شاعری بارها از روحانیان مبارز شیعه صحبت کرده اند و پیوست با الفاظ و ترکیب‌هایی مانند «روحانیت معظیم شیعه» از آنان یاد کرده‌اند. شرح احوال و آثار چند تن از روحانیان را هم نوشته و انتشار داده‌اند که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنم.

1- عارف سالک: این کتاب در شرح احوال آثار، کرامات و کلمات قصار روحانی عارف تبریزی مرحوم آقا سید علی قاضی طباطبایی است که در سال 1381 از طرف فرهنگسرای ولاء در تهران در تیراژ وسیعی انتشار یافته است.[3]

2- ملا عبدالله زنوزی و زنوزیه مکتبی: این کتاب را در شرح احوال، افکار و آثار فلسفی روحانی فیلسوف اهل زنوز که در حوزه‌ی علمیه‌ی اصفهان تدریس می‌کردند نوشته‌اند و به ضمیمه‌ی آن ترجمه‌ی بخشی از کتاب «لمعات الهیه» را هم ضمیمه‌ی کتاب کرده‌اند. این کتاب در سال 1380 در تهران چاپ شده است.[4]

3- فرزند ایل سرافراز: دکتر صدیق این کتاب را برای تبیین زندگی و سلوک عارفانه‌ی میرزا جهانگیرخان قشقایی استاد غیر مستقیم امام خمینی (ره) نوشته‌اند و به مناسبت کنگره‌ی بزرگداشت حکیم جهانگیرخان قشقایی چاپ شده است. لازم به ذکر است که خود ایشان دبیر علمی این کنگره بودند و مصاحبه‌های مطبوعاتی و تلویزیونی در سال 1377 درباره‌ی برگزاری کنگره داشته‌اند.[5]

4- افتخار زنوزی: این کتاب در شرح احوال یکی از روحانیان گمنام آذربایجان است که دکتر صدیق ضمن معرفی ایشان، مقداری از اشعارشان را هم کشف و چاپ کرده‌اند.[6]

5- میرزا علی مجتهدی خلخالی: مقام شامخ این روحانی بزرگوار که با تخلص «عشقی» هم شعر می‌سرود توسط استاد صدیق به جامعه‌ی علم و ادب معرفی شده است. دکتر صدیق در ضمن، دیوان کامل ایشان را با مقدمه و توضیحات چاپ کرده‌اند.[7]

6- ملا محمدباقر خلخالی: اولین مقاله‌ی دکتر صدیق درباره‌ی این روحانی جلیل القدر در سال 1347 در روزنامه‌ی مهد آزادی تبریز انتشار یافت.[8] سپس در مجله‌ی ارمغان بحث مفصلی از ایشان در شرح زندگی و آثار میرزا محمد باقر خلخالی در هشت شماره‌ی پیاپی چاپ شد[9] و سومین بار در کتاب «هفت مقاله» یکی از مقالات را اختصاص به شرح احوال ایشان دادند[10] و در مقدمه‌ی مفصل ایشان بر کتاب ثعلبیه نیز شرح احوال این روحانی آمده است.[11]

7- حکیم ملا محمد علی هیدجی: می‌توان ادعا کرد که کامل‌ترین معرفی علمی روحانی جلیل القدر زنجانی مرحوم حکیم هیدجی از طرف دکتر صدیق نوشته شده است که در بیش از یکصد صفحه در مقدمه‌ی دیوان آن بزرگوار که توسط ایشان تصحیح و چاپ شده، آمده است.[12]

در تمام آثار فوق و کتاب و رسالات دیگر که دکتر صدیق در تجلیل روحانیان شیعه نوشته‌اند، استاد از وعاظ السلاطین نیز که پیوسته مزاحم روحانیان راستین بودند گه گاه ذکر کرده‌اند.

8- شیخ محمد خیابانی: دکتر صدیق منظومه‌ای بلند به زبان ترکی در شرح احوال و مبارزات روحانی شهید شیعه شیخ محمد خیابانی سروده و چاپ کرده‌اند.[13] این کتاب چندین بار تجدید چاپ شده است.

9- ملا محمد فضولی: دکتر صدیق کلیه‌ی آثار فارسی، ترکی و عربی این روحانی فیلسوف و عارف قرن دهم را تصحیح و چاپ کرده‌اند.[14] ایشان اکنون در دنیا به عنوان فضولی‌شناس دانشمند شناخته می‌شوند. ای کاش مجال سخن در باب اهمیت کار ایشان در باز شرح افکار و اندیشه‌های فضولی از دیدگاه شیعی را داشتم تا مقام دکتر صدیق در تکریم روحانیت مبارز را می‌توانستم بشکافم که خود موضوع کتابی مفصل است. لازم به ذکر است کتاب «مطلع الاعتقاد فی معرفة المبدأ و المعاد» اثر فضولی تاکنون توسط نشر راه کمال و دانشگاه ادیان قم چندین بار تجدید چاپ شده است.[15]

10- آل محمد (ص) تاریخینده تشریح و محاکمه: این کتاب با مقدمه‌ی مرحوم آیت الله طالقانی و دکتر صدیق بر اثر «قاضی بهلول بهجت» که به خدمت مرحوم آیت الله نجفی مرعشی مشرف شده و شیعه شده بود، از طرف بنیاد بعثت در سال 1371 چاپ شده است. کتاب در اثبات حقانیت شیعه و به قلم استاد می‌باشد و 12 فصل مربوط به 12 امام و مقدمه‌ی آیت الله مرعشی نجفی و آیت الله طالقانی و میرزا مهدی ادیب و دکتر ح. م. صدیق را دارد.[16]

11- ترجمه آثار امام خمینی به ترکی آذری: ترجمه 6 جلد از کتاب‌های امام خمینی از جمله: وصیت‌نامه، منشور روحانیت، نامه‌های عرفانی، دیوان غزل‌ها، کتاب «پدر! ای علمدار مکتب مظلوم» (از مرحوم سید احمد)، نامه‌ی امام به گرباچوف که توسط دفتر نشر و تنظیم آثار امام خمینی چاپ و در جمهوری آذربایجان پخش شده است.

12- اصول عقاید: شامل کتاب‌های توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد از آیت الله مکارم شیرازی که توسط دکتر صدیق به ترکی آذری ترجمه و در بنیاد بعثت در 5 عنوان چاپ شده است. عنواین این کتاب‌ها به شرح زیر است:

1- الله تانیما. 2- ایلاهی عدالت. 3- پیغمبر تانیما. 4- امام تانیما. 5- معاد تانیما.

13- نطق‌های آیت الله خامنه‌ای: شامل 50 نطق رهبر معظم انقلاب اسلامی که از سوی دکتر صدیق به ترکی آذری ترجمه و توسط بنیاد بعثت در یک مجلد چاپ شده است.

14- ملا پناه واقف: دکتر صدیق ضمن انتشار دیوان ترکی این روحانی جلیل القدر که با دستگاه ظلم و استبداد آقا محمدخان قاجار در افتاده بود، شرح حال مفصلی از او آورده‌اند. این روحانی  به دسیسه وعاظ السلاطین که دکتر صدیق آن‌ها را «روحانی فئودالی» نامیده‌اند اعدام و شهید گردید.

نویسنده‌ای با امضای مستعار «مسعود مژدهی» در شماره 60 از فصلنامه‌ی تاریخ معاصر ایران همین عبارت از دکتر صدیق را بهانه کرده و چنین می‌نویسد:

« شما در روحانیت مذهب شیعه چه می‌دیدید که در تفسیری از شعر واقف نوشته‌اید:«بدخواهی،‌. . . بی‌اعتباری که در این شعر، باران نفرت بر آن‌ها می‌بارد صفات جاری در . . . روحانی فئودالی دو قرن پیش سرزمین‌های مسلمان نشین قفقاز است. (واقف، شاعر زیبایی و حقیقت، تهران،‌ نشر پویا،‌1352، ص 56) جناب آقای صدیق مگر شما شیخ و عابد و . . . را نمایندگان جیفه‌خوار اجتماعات قرون وسطی ندانسته‌اید که مبلغ دشمنی و نفاق هستند و مقصدشان جز درهم و دینار چیز دیگری نیست و همگی در دست نفس اماره اسیرند و به خاطر منافع شخصی با شیادی و حیله‌گری حق را باطل می‌کنند. استاد فرهیخته و متعهد و متدین !؟ آیا صفت دیگری نیز باقی مانده است که نثار روحانیون نکرده باشید؟ حتما بسیار در لا به لای فحشنامه‌ها گشته‌اید که نسبتهای ناروای دیگری نیز بیابید اما ظاهرا موفق نشده‌اید و به قول معروف «کفگیر به ته دیگ خورده است». با خواندن این عبارات شما باید گفت: صد رحمت به کفن دزد اولی! کسروی در مقابل شما واقعاً پاک و منزه و عاری و بری از هر گناهی است.» 

 

نمی‌توان باور کرد که این باصطلاح پژوهشگر تاریخ که خود را در زیر اسم مستعار پنهان کرده است از این همه کتاب دکتر صدیق در تجلیل روحانیت شیعه خبر نداشته است و عبارت فوق را- که ترکیب «روحانی فئودالی» در آن مشهود است - وسیله‌ی کین‌توزی، ارضای هوس‌ها و امیال خودخواهانه برای تخریب شخصیت دکتر صدیق نکرده باشد. این روحانی فئودالی (وعاظ السلاطین) نمود همان «قاضی شارع» در فیلم معروف سربداران است که موجودی منفور، جلاد و قدرت طلب بود و هر بیننده‌ای او را لعن می‌کرد. یا نماد همان روحانیان درباری است که در زمان تاج گذاری محمد رضا شاه پهلوی در جشن وی در کاخ شاه حضور یافته و به او تبریک می‌گفتند. نمود دیگرش را در خاطره‌‌ای درباره‌ی امام خمینی به یاد دارم. روزی پدر یکی از دوستان که در کسوت روحانی بود پیش از انقلاب اسلامی در همان سال‌های تبعید امام خمینی، به نجف سفر کرده بود. در حین سفر برای دیدار با امام به منزل ایشان می‌رود. او را به سوی اتاقی راهنمایی می‌کنند تا امام بیاید. وقتی امام می‌آید می‌نشیند و با او احوال پرسی می‌کند. بعد، از آن روحانی مذکور می‌پرسد:«از ایران چه خبر؟ با شاه چه می‌کنید؟» وی پاسخ می‌دهد:«ما با شاه کاری نداریم او هم با ما کاری ندارد.» امام خمینی که این سخن را می‌شنود بلند شده، از اتاق خارج می‌شود. وی (روحانی فئودالی) دقایق طولانی می‌نشیند اما از امام خمینی خبری نمی‌شود. بلند می‌شود و به نزد یکی از شاگردان امام که در حیاط خانه بوده است می‌رود و می‌پرسد:«ایشان کجا رفتند؟ چرا نمی‌آیند؟» شاگرد می‌گوید:«با عرض معذرت ایشان دیگر برای دیدن شما نمی‌آیند. لطفا تشریف ببرید.» روحیه‌ی مبارزاتی امام خمینی چنین استوار و محکم بود که از روحانیان عافیت‌طلب و متزلزل نیز رویگردان بودند. این روحیه از سال‌ها پیش در استاد دکتر صدیق نیز وجود داشته که از آن روحانی فئودالی چنین ذکری کرده‌اند. حالا به نویسنده‌ی مقاله چه شده است که این همه مواضع روشن را نمی‌بیند و عبارتی که در ذکر یک روحانی فئودالی رفته است را به همه‌ی روحانیت تعمیم می‌دهد؟ آیا قصدی جز تخریب و ایجاد بلوا دارد؟

استاد امروز هم در هفتاد سالگی بر بسیاری از کتاب‌های روحانیان مقدمه نوشته و آنان را تشویق به انتشار آثار علمی می‌کنند از جمله مقدمه‌ای که بر کتاب‌های «دوز نوحه‌لر» و «پیر سقایا سلام» اثر روحانی جلیل القدر حاج آقا سلطان محمدی مرقوم کرده‌اند.[17]


در زیر مقدمه‌ی استاد دکتر صدیق را بر کتاب سوم ایشان، استقبال از حیدربابایا سلام می‌آوریم:

«در میان افراد منسوب به سلسله‌ی جلیله‌ی روحانیت معظم شیعه، کسانی که به شعر و شاعری رغبت نشان داده‌اند و در شعر طبع آزمایی کرده‌اند، کم نیستند. از میان آنان می‌توان به علمای بزرگوار زیر اشاره کرد: خواجه نصیرالدین طوسی (597-672 ق.)، محمد بن اسعد دوانی معروف به علامه دوانی متخلص به فانی (وفات 918 ق.)، ملا محمد فضولی بیاتلی (وفات 963 ق.)، شیخ عبد السلام عرب کرمانی (مقتول 1003 ق.)، شیخ بهایی عاملی (953- 1030 ق.)، میر فندرسکی (وفات 1050 ق.)، حکیم ملاصدرای شیرازی (980-1050 ق.)، ملا عبدالرزاق لاهیجی متخلص به فیاض (وفات 1072 ق.)، شیخ محسن کشمیری متخلص به فانی (وفات 1081 ق.)، ملامحسن فیض کاشانی (وفات 1091 ق.)، حکیم میرزا محمد سعید قمی معروف به قاضی سعید و متخلص به تنها (قرن 11)، میر علاء الملک مرعشی شوشتری (قرن 11)، شرف‌الدین میرزا محمد تبریزی متخلص به مجذوب (وفات 1090 ق.)، ملا محمد سعید مازندرانی متخلص به اشرف (وفات 1116ق.)، ملا پناه واقف قره‌باغی (1130- 1200 ق.)، حاج ملا احمد نراقی متخلص به صفایی (وفات 1244 ق.)، میرزا احمد تبریزی متخلص به ساکت (وفات بعد از 1250 ق.)، ملا مهرعلی خویی متخلص به فدوی (وفات 1262 ق.)، ملا عبدالله زنوزی (وفات 1275 ق.) حاج ملاهادی سبزواری متخلص به اسرار (وفات 1290 ق.)،  ملاعلی قارپوز آبادی زنجانی (وفات 1290 ق.)، میرزا ابوالحسن راجی تبریزی (1247- 1293 ق.)، حاج شیخ محمد شیرازی متخلص به ساغر (قرن 13)، میرزا ابوالقاسم حسینی شیرازی متخلص به راز (قرن 13)، حاج ملا فتح الله شوشتری متخلص به وفایی (وفات 1304 ق.)، میرزا فضل‌علی تبریزی متخلص به صفا (1309 ق.)، طهماسب قلی خان کرمانشاهی متخلص به وحدت (وفات 1311 ق.)، ملا محمد باقر خلخالی (1250- 1311 ق.)، حاج ملا عبدالله فاضل قندهاری متخلص به وصال (وفات 1312 ق.)، میرزا محمد تقی تبریزی متخلص به نیّر (وفات 1312 ق.)، ابوالحسن میرزا شیخ الرئیس قاجار متخلص به حیرت (قرن 14)، حاج میرزا حبیب مجتهد خراسانی (وفات 1327 ق.)، میرزا جهانگیرخان قشقایی (1243- 1328 ق.)، میرزا صادق امیری معروف به ادیب الممالک فراهانی متخلص به امیری و پروانه (وفات 1336 ق.)، ملا محمد علی هیدجی (1270- 1346 ق.)، حاج میرزا یحیی اصفهانی (وفات 1349 ق.)، صدر الافاضل تبریزی متخلص به دانش (وفات 1350 ق.)، علامه شیخ محمد حسین غروی اصفهانی متخلص به مفتقر (وفات 1361 ق.)، سید محمد فصیح الزمان شیرازی متخلص به رضوانی و معروف به سعدی زمان (وفات 1365 ق.)، میرزا مهدی الهی قمشه‌ای (1319- 1393 ق.)، علامه سید محمد حسین طباطبایی تبریزی (وفات 1402 ق.)، حضرت امام خمینی (ره) و در زمانه‌ی ما بسیاری از علمای بنام حوزه‌های علمیه‌، تنی چند از مراجع عالیقدر و شماری از روحانیان، به شعر و شاعری شهره‌اند.

صاحب این کتاب، حجت الاسلام سلطان‌محمدی متخلص به سلطانی نیز یکی از این بزرگواران است. وی دانش آموخته‌ی حوزه‌ی علمیه‌ی قم است و هم اکنون در تبریز زندگی می‌کند. مسقط الرأس او روستای سیغای (پیر سقا) است.

از این شاعر خادم اهل بیت – علیهم السلام- پیش از این یک جلد از مجموعه‌ی کتاب «دوز نوحه‌لر» در مراثی، و دو جلد کتاب شعر «پیر سقا» در موضوع‌های گوناگون انتشار یافته است. اینک استقبالیه‌ی بسیار زیبا و دلنشینی که سال‌ها پیش در برابر منظومه‌ی جاودانی «حیدربابایه سلام» اثر مرحوم سید محمد حسین شهریار سروده‌اند، زیر دست خواننده است.

این‌جانب وقتی تصمیم گرفتم که از این منظومه‌ی لطیف برگردانی به فارسی تهیه کنم، چنان می‌اندیشیدم که کاری بسیار سهل و آسان برگزیده‌ام. اما در عمل خود را ناتوان از انتقال روح بیان فولکلوریک آن به خواننده‌ی فارسی زبان یافتم. یک بار بندها را به صورت آهنگین و در قالب شعر نیمایی برگرداندم. هر بند پنج مصراعی گاهی نزدیک به ده مصراع شد و سعی کردم قافیه‌های داخلی و برخی صنایع بدیعی را در آن دخالت بدهم. اما عاجز از انتقال تصویرپردازی‌های بکر، لطیف، موجز و بومی متن اصلی بودم. خود از این رو، این بار فقط به ترجمه‌ای خطی و سطری از مصراع‌ها بسنده کردم. اینک قصدم تنها معادل‌یابی الفاظ و کلمات در فارسی بود. یعنی کلمه‌ی فارسی را به جای کلمه‌ی ترکی گذاشتم و خود را از مسئولیت دریافت همه‌ی زیبایی‌های خفته در مصراع‌ها مبرا ساختم. فکر می‌کنم برای انتقال لطافت و زیبایی کلام فولکلوریک، من راه به جایی نبرده‌ام.

اما گذشته از لطف بیان در آن مضامین والا و مفاهیم برتری خفته است که به نظرم توانسته‌ام با برگردان سطری و لفظی، این مضامین را به خواننده‌ی فارسی زبان انتقال دهم، مانند ظلم‌ستیزی (بندهای 35 و 52)، اظهار همدردی با توده‌های وسیع زحمت‌کش و ناداران (بندهای 18 و 101)، حمایت از انقلاب (بندهای 36 و 59)، نکوهش بی‌وفایی و عهدشکنی (بند 44)، بیان مضرات ترک امر به معروف (بند 49)، سوق خواننده به وطن دوستی (بندهای 24 و 77)، دعوت به اتحاد و یکپارچگی (بند 79)، تعریف از صبر و تأمل (بند 81)، نکوهش مستکبران (بند 85)، تبلیغ پای‌بندی به اصول و مبانی اخلاق در زندگی (بندهای 102، 122 و 150)، بیان مطالب فلسفی و حکمی (بندهای 113 و 115)، بیان اهمیت قدر استاد (بند 29)، ذکر از حلال و حرام (بندهای 32 و 53) و غیره. 

در کنار شرح مفاهیم بالا به تصویرسازی‌های بکر و لطیفی (بندهای 3، 6 و 15) نیز برمی‌خوریم. هم‌‌چنین شاعر به احیاء نام‌های خیّرین منطقه (بندهای 73 و 92) و یاد از آئین‌های سوکواری مذهبی (بندهای 55، 56 و 57) و تأسف از فقدان سید محمد حسین شهریار و ابراز ارادت به او (بندهای 11، 30 و 31) نیز دست می‌زند. نام بزرگان منطقه چون حکیم سید ابوالقاسم نباتی (بند 91) و علامه محمد تقی جعفری (بند 21) را زنده می‌کند. شاعر از اماکن مذهبی (بند 161) و آثار تاریخی منطقه (بندهای 70 و 89) هم یاد می‌کند و گاهی بنا به اقتضای روح شاعری به مطایبه و طنز نیز می‌پردازد (بندهای 27، 40، 98 و 99).

جا دارد بگویم روستایی که شاعر اشعار لطیف خود را خطاب به کوهی در کنار آن سروده است، زادگاه نیاکان علامه جعفری بوده است و خانه‌ی موروثی آنان اکنون تبدیل به مسجد شده و «مسجد علامه جعفری» نام گرفته است.

این منظومه بتمامی متعلق به توده‌های محروم روستاهای آذربایجان است، اعم از کشاورز و دامدار و قالی‌باف و جز آن. خود در بند پایانی منظومه گوید:

قیر گلین‌لر ایپک فرشین توخورلار،

«سلطانی»نین شعرلرینی اوخورلار.

 

براستی خود شاعر نیز در خلق گرهْ‌‌بافت‌های ابریشمین شعر موفق بوده است. من اگر توانسته باشم خواننده‌ی فارسی آشنا را اندکی با بستر مردمی این منظومه آشنا کنم، اجر خود را یافته حساب می‌کنم.»

* * * * * * * * * * * *

در بخش دوم این مقاله به شرح همایش هایی در سطح ملی و بین المللی خواهم پرداخت که استاد دکتر صدیق در آن جاها از روحانیان شهید ایران اسلامی و سرتاسر تاریخ اسلام سخن گفته‌اند. همچنین کتاب «روحانیان شهید آذربایجان» را که به قلم ایشان درسال 1370 چاپ شده است، معرفی خواهم کرد.


[1] صائب تبریزی در کارنامه دکترصدیق، تهران، تکدرخت، 1391، مقدمه.

[2] ائل نیسگیلی، ص 237.

[3] حسین محمدزاده صدیق، عارف سالک، تهران، فرهنگسرای ولاء، 1381.

[4] حسین محمدزاده صدیق، ملا عبدالله زنوزی و زنوزیه مکتبی، ‌تهران، 1380.

[5] حسین محمدزاده صدیق، فرزند ایل سرافراز، نشر دبیرخانه کنگره بین المللی جهانگیرخان قشقایی، 1378.

[6] افتخار زنوزی، اشعار، تصحیح دکتر ح. م. صدیق، تهران، تکدرخت، 1392.

[7] مجتهدی، میرزا علی. دیوان اشعار فارسی، مقدمه و تصحیح دکتر ح. م. صدیق، تهران، تکدرخت، 1387.

[8] مهدآزادی، مهر 1347، شماره 3، هنر و اجتماع.

[9] وحیدزاده. مجله ارمغان، تهران، 1348.

[10] هفت مقاله دکتر ح. م. صدیق، تهران، تکدرخت، 1388.

[11] محمد داوریار، ثعلبیه، با مقدمه حسین دوزگون، تهران، تکدرخت، 1389.

[12] ملا محمد علی هیدجی، دیوان اشعار ترکی، تصحیح و مقدمه دکتر ح. م. صدیق، کرج، نشر پینار، 1388.

[13] حسین دوزگون. شیخ محمد خیابانی منظومه‌سی، تبریز، 1378.

[14] هفده جلد از آثار ملا محمد فضولی را با تصحیح انتقادی دکتر ح. م. صدیق انتشارات اختر و یاران تبریز چاپ کرده‌اند.

[15] ملا محمد فضولی،‌ مطلع الاعتقاد فی معرفة المبدا و المعاد (پگاه باور)، تصحیح و مقدمه و ترجمه دکتر ح. م. صدیق، قم، دانشگاه ادیان، 1390.

[16] حسین محمدزاده صدیق، آل محمد تاریخینده تشریح و محاکمه، تهران، نشر بعثت،‌ 1371.

[17] سلطان محمدی. پیر سقایا سلام، تبریز، نشر یاران، 1388.